محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

4

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

نيز « نبيّين » و « انبياء » است . « 1 » گرچه جمع آن به گونه « نبآء » نيز از عرب شنيده شده است كه صيغهء جمع ساختار همزه‌اى آن يعنى « نبىء » است . براى نمونه در بيتى از عباس بن مرداس در ستايش پيامبر ( ص ) مىخوانيم : يا خاتم النبآء انّك مرسل * بالخير كلّ هدى السّبيل هداكا « 2 » اى آخرين فرستادهء خدا ! تو به خير و نيكى فرستاده شده‌اى ، و رهنمونىهاى تو رهنمونى به همهء راه‌هاى راست و درست است . بارى پيامبر فضيلتى است كه خداوند به هر يك از بندگان خود كه بخواهد ارزانى مىدارد و بهشش و ارمغانى است كه به هر كس بپسندد ، مىبخشد ، و چيزى نيست كه از راه تلاش و رنج به دست آيد يا روابط سببى و نژاد و نسب در دست‌يابى بدان كارساز باشد . بلكه تنها رحمت و رهاورد خدايى است و خداوند متعال هر كس را بخواهد به رحمت خود ويژه مىسازد . نيز پيامبر بىآنكه خود پيامبر هم بداند و چنين چيزى را چشم داشته باشد ، به دو ارزانى مىشود و اين خود خداست كه برخى از بندگانش را بىآنكه خود آنان بدانند ، برمىگزيند و برمىكشد ، « 3 » و چون « خدا داناتر است كه پيامبرى خويش را كجا و بر دوش چه كسى بنهد » « 4 » بىگمان كسانى را برمىگزيند و بدين برترين ارمغان برمىكشد و به اين بهترين بخشش ويژه مىسازد كه پيشاپيش سزاوارىها و شايستگىهاى آن را بدانان بخشيده باشد سزاوارىهايى چون سرشت سالم ، همت بلند ، جان پاك ، نفس پيراسته ، دل پالوده و دوستى خير و نيكى و حق . « 5 » گفتنى است كه « سيگال » در ديدگاهى كه درست و پذيرفتنى نمىنمايد ، واژهء « نبى » « 6 » را از

--> - الانبياء فى القران الكريم ، قاهره ، 1970 ، 9 ؛ ياقوت 5 / 259 - 260 . ( 1 ) . بنگريد : سورهء بقره ، آيه 61 ؛ آل عمران ، آيهء 112 ، تفسير طبرى ، 2 / 139 - 141 ، 7 / 116 - 118 . ( 2 ) . بنگريد به : تفسير طبرى ، 2 / 141 ؛ السيرة النبويهء ابن هشام ، 4 / 103 ؛ بسنجيد با تفسير البحر المحيط ، 1 / 220 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، 5 / 259 - 260 . ( 3 ) . تفسير المنار ، 8 / 33 - 34 ؛ محمد على صابونى ، النبوة و الانبياء ، بيروت ، 1980 م ، 9 - 10 . ( 4 ) . « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » ( سورهء انعام ، آيهء 124 ) . ( 5 ) . اين بند كه جايش نيز اينجا نيست ، در پايان مقدمهء مؤلف تكرار شده است و اين گونه تكرارهاى كم و بيش نابجا و گاه دل آزار ، در چندين جاى ديگر اين كتاب نيز ديده مىشود و گويا از شيوه‌هاى مؤلف است ( مترجم ) . ( 6 ) . دربارهء تعريف‌هاى گوناگون واژهء « نبى » از ديدگاه بنى اسرائيل و دين پژوهان اروپايى ، بنگريد به : محمد بومى مهران ، النبوة و الانبياء عند بنى اسرائيل ، اسكندريه ، 1978 م 25 - 30 .